انتظار موعود جهانی
44 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان
مصاحبه کننده : جناب آقای حمید کرمی
محل مصاحبه : حوزه علمیه قم
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : هفته نامه افق حوزه
متن این مصاحبه تحت عنوان انتظار موعود جهانی و ویژگی های جامعه ایده آل اسلامی از دیدگاه استاد شهید مطهری، به مناسبت نیمه شعبان و همزمان با سالگرد شهادت استاد شهید مطهری در هفته نامه افق حوزه شماره 553 (دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 ش.) ص 4 منتشر شده است. 


پرسش و پاسخهای مصاحبه به صورت متنی:

دوران ظهور مهدی موعود (عج)، زمان بلوغ انسانیت و آشکار شدن تکامل فردی و اجتماعی انسان است. دوره ظهور؛ نقطه آغاز شکوفایی انسانیت نیست بلکه نقطه انجام آن است. به تعبیر روایات، وقتی مهدی موعود (ع) می آید عقلها کامل می شود.

از نظر اسلام، صحیح نیست که بگوییم ما حرکتی نمی کنیم و می نشینیم تا حضرت مهدی موعود (ع) بیاید و همه چیز را درست کند بلکه باید قیام کنیم و بکوشیم و زمینه سازی کنیم و به اندازه ای که می توانیم اصلاح کنیم تا مصلح کُلّ بیاید و رهبری اصلاحات جهانی را بر عهده بگیرد و عدالت حقیقی را در سراسر جهان برقرار کند و ایمان و آرامش کامل را به ارمغان آورد. 

از مجموع آيات و روايات استنباط مى‏شود كه قيام مهدى موعود (عج) آخرين حلقه از مجموع حلقات مبارزات حق و باطل است كه از آغاز جهان برپا بوده است. مهدى موعود تحقق بخش ايده‏آل همه انبيا و اوليا و مردان مبارز راه حق است.

- به نظر استاد انتظار به چه معنا است؟

- استاد شهید، دو نوع انتظار را مطرح کرده است: انتظار سازنده و انتظار ویرانگر. شهید مطهری تأکید دارد که اين دو نوع انتظار معلول دو نوع برداشت از ظهور عظيم تاريخى مهدى موعود عليه السلام است و اين دو نوع برداشت به نوبه خود از دو نوع بينش درباره تحولات تاريخ ناشى مى‏شود. (مجموعه آثار استاد شهيد مطهري (قيام و انقلاب مهدى عليه السلام)، ج‏24، ص 436.)

انتظار ويرانگر:

برداشت قشرى از مردم از مهدويّت و قيام و انقلاب مهدى موعود اين است كه صرفاً ماهيت انفجارى دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلمها و تبعيضها و اختناقها و حق‏كشى‏ها و تباهيها ناشى مى‏شود؛ نوعى سامان يافتن است كه معلول پريشان شدن است.

نظر استاد شهید درباره این نوع انتظار این است که اين نوع برداشت از ظهور و قيام مهدى موعود و اين نوع انتظار فرج كه منجر به نوعى تعطيل در حدود و مقررات اسلامى مى‏شود و نوعى «اباحيگرى» بايد شمرده شود، اعتبار و ارزشی ندارد و به هيچ وجه با موازين اسلامى و قرآنى سازگار نیست.

انتظار سازنده‏:

ظهور مهدى موعود حلقه‏اى است از حلقات مبارزه اهل‏ حق و اهل باطل كه به پيروزى نهايى اهل حق منتهى مى‏شود. سهيم بودن يك فرد در اين سعادت موقوف به اين است كه آن فرد عملًا در گروه اهل حق باشد. ...

استاد شهید مطهری یادآور شده است:

در برخى روايات اسلامى سخن از دولتى است از اهل حق كه تا قيام مهدى (عجّل اللَّه تعالى‏ فرجه) ادامه پيدا مى‏كند و چنان كه مى‏دانيم بعضى از علماى شيعه كه به برخى از دولتهاى شيعى معاصر خود حسن ظن داشته‏اند، احتمال داده‏اند كه دولت حقى كه تا قيام مهدى موعود ادامه خواهد يافت همان سلسله دولتى باشد.

اين احتمال هر چند ناشى از ضعف اطلاعات اجتماعى و عدم بينش صحيح آنان نسبت به اوضاع سياسى زمان خود بوده، اما حكايتگر اين است كه استنباط اين شخصيتها از مجموع آيات و اخبار و احاديث مهدى اين نبوده كه جناح حق و عدل و ايمان بايد يكسره درهم بشكند و نابود شود و اثرى از صالحان و متقيان باقى نماند تا دولت مهدى ظاهر شود، بلكه آن را به صورت پيروزى جناح صلاح و عدل و تقوا بر جناح فساد و ظلم و بى‏بند و بارى تلقى مى‏كرده‏اند.

از مجموع آيات و روايات استنباط مى‏شود كه قيام مهدى موعود (عج) آخرين حلقه از مجموع حلقات مبارزات حق و باطل است كه از آغاز جهان برپا بوده است. مهدى موعود تحقق بخش ايده‏آل همه انبيا و اوليا و مردان مبارز راه حق است.

- استاد کتاب قیام و انقلاب مهدی (عج) را در چه فضایی نوشته است؟

- شهید مطهری با نگرش اجتهادی و انتقادی نسبت به همه جریانهای فکری آن دوران از جمله مارکسیسم، تصمیم به نگارش کتاب "قیام و انقلاب مهدی (عج) از دیدگاه فلسفه تاریخ" گرفت و در این اثر خواندنی و ماندنی، افزون بر نقادی دیدگاه های انحرافی به توضیح و تبیین دیدگاه اسلامی نیز پرداخته است.

به عنوان مثال، گفتنی است که شخصی - که تحت تأثیر تبلیغات مارکسیستی قرار گرفته بود - در جلسه ای خطاب به استاد مطهری پرسشی انتقادی مطرح کرد و گفت: "استعمال صنعت بر ضد انسان را بايد از ديدگاه روابط اجتماعى بررسى كرد، چون در موردى كه صنعت بر ضد انسان به كار مى‏رود، تقصير از صنعت نيست، بلكه مقصر روابط اقتصادى است."

استاد بعد از نقد این پنداشته، در بخشی از پاسخش تأکید کرده که ما می توانیم نظر اسلام را در مورد جامعه ايده‏آل، از اوصاف دولت مهدى موعود عليه السلام شناسایی کنیم. آنگاه استاد شهید مطهری، نکته ای سرنوشت ساز و بیداری بخش در تفسیر صحیح نظریه اصیل اسلامی بیان کرده است که بس شنیدنی و اندیشیدنی است:

"نظر اسلام درباره تكامل انسان، نه معنايش اين است كه صبر كنيد تكامل رخ مى‏دهد. در كتاب قيام و انقلاب مهدى عليه السلام مخصوصاً اين موضوع را يادآورى كرده‏ام و اصلًا روح اين كتاب اين است كه تكامل، تدريجى است و بايد به آن رسيد." (مجموعه آثار استاد شهيد مطهري (تكامل اجتماعى انسان در تاريخ(نبرد حق و باطل))، ج‏25، ص 524.)

- به صورت روشن تأکید استاد در کتاب قیام و انقلاب مهدی (عج) بر چه نکته ای است؟

استاد شهید می خواهد دست کم چند نکته را بیان کند:

 نکته اول- تکامل انسان و جامعه، ناگهانی نیست بلکه به صورت تدریجی و کم کم حاصل می شود یعنی اسباب و عللی دارد و تا آن عوامل فراهم نشود، مقصود به دست نمی آید.

نکته دوم- این تکامل، جبری و قهری نیست بلکه اختیاری است و تا انسان ها خودشان نخواهند و همت نکنند و نکوشند، هیچ تغییر و تکامل و پیشرفتی حاصل نخواهد شد.

نکته سوم- دوران ظهور مهدی موعود (عج)، زمان بلوغ و آشکار شدن تکامل فردی و اجتماعی انسان است. به تعبیر دیگر، دوره ظهور؛ نقطه آغاز شکوفایی انسانیت نیست بلکه نقطه انجام آن است. به تعبیر روایات، وقتی مهدی موعود (ع) می آید عقلها کامل می شود.

پس از نظر اسلام، صحیح نیست که بنشینیم تا حضرت مهدی موعود (ع) بیاید و همه چیز را درست کند بلکه باید قیام کنیم و بکوشیم و زمینه سازی کنیم و به اندازه ای که می توانیم اصلاح کنیم تا مصلح کُلّ بیاید و رهبری اصلاحات جهانی را بر عهده بگیرد و عدالت حقیقی را در سراسر جهان برقرار کند و ایمان و آرامش کامل را به ارمغان آورد. 

- آیا با توجه به تاریخ انسان از آغاز تاکنون که پُر از جنگ و جنایت و کشت و کشتار است، باز هم می توان امیدی داشت؟

جان کلام این است: پاسخ پرسش شما وابسته به جهان بینی و ایمان پاسخ دهنده است. اگر انسان غربی مادی و بریده از خدا پاسخ دهد، جز یأس و نومیدی نخواهی شنید. ولی اگر انسان خداباور سخن بگوید، پاسخی متفاوت خواهیم شنید و چشممان روشن خواهد شد که در نومیدی بسی امید است، پایان شب سیه، سپید است. به همین جهت استاد شهید مطهری چه حکیمانه گفته است که:

  "ما مسلمين خوشوقتيم كه بر خلاف اين‏ همه بدبينيهايى كه در دنياى غرب براى بشريت به وجود آمده، به آينده بشريت خوشبين هستيم. همين راسل در كتاب اميدهاى نو مى‏گويد: امروز ديگر غالب دانشمندان اميدشان را از بشريت قطع كرده و معتقدند كه علم به جايى رسيده است كه عن قريب بشر به دست علم نابود خواهد شد. مى‏گويد: يكى از اين افراد اينشتين است. اينشتين معتقد است كه بشر با گورى كه به دست خودش كنده است، يك گام بيشتر فاصله ندارد. بشر به مرحله‏اى رسيده است كه فشار دادن چند دگمه همان و زمين ما كُن فَيَكون شدن همان." (مجموعه آثار استاد شهيد مطهري (سيرى در سيره ائمه اطهار عليهم السلام)، ج‏18، ص 164- 165.‏)

- منظور اينشتين از تعبیر گور چیست؟

مقصود وضعیتی است که بعد از انقلاب صنعتی برای انسانها پدید آمده است و به تعبیر دقیقتر همان اوضاعی که انسان به دست خودش برای خود ایجاد کرده است یعنی به طور خلاصه، پیشرفت مادی و صنعتی و علمی بدون پیشرفت معنوی و فرهنگی و اخلاقی و ایمانی.

- استاد درباره سخن راسل و اینشتین چه نظری دارد؟

- استاد شهید بدرستی بر آن است که تفاوت اساسی ما و کسانی چون راسل در این است که آنان باور به سرچشمه هستی ندارند و به همین جهت ناامیدند و احساس تنهایی و بی پشتیبانی می کنند. استاد عالمانه تأکید کرده است که:

اگر ما معتقد به خدا و دست غيبى نباشيم، اگر آن اطمينانى كه قرآن به آينده بشريت مى‏دهد ما را مطمئن نكرده باشد، يعنى اگر ما همين ظواهر دنياى امروز را ببينيم، حق با اينهاست. ... از وقتى كه بمب اتمى در هيروشيما افتاد، تا امروز، نگاه كنيد ببينيد قدرت تخريبى صنعتى بشر چند برابر شده است؟ رسيده به مرحله‏اى كه مى‏گويند دنياى امروز ديگر غالب و مغلوب ندارد. اگر جنگ سوم جهانى پيش بيايد، صحبت اين نيست كه آيا آمريكا غالب است يا شوروى يا چين. اگر جنگ سومى پيش بيايد آن كه مغلوب است زمين و بشريت است و آن كه غالب است هيچ است. اما ما مى‏گوييم: براى بشر و براى زمين از اين پرتگاهها باز هم پيدا شده است، دست الهى بالاى همه دستهاست. وَ كُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها. به ما گفته‏اند: «افْضَلُ الأَعْمالِ انْتِظارُ الْفَرَجِ». اين خوشبينى و انتظار فرج كلى، فضيلتش از همه اعمال بيشتر است، چرا؟ براى اينكه اين يك ايمانى است در سطح بسيار عالى. (مجموعه آثار استاد شهيد مطهري (سيرى در سيره ائمه اطهار عليهم السلام)، ج‏18، ص 165.‏)

- جامعه مطلوبی که در دوران ظهور پدید خواهد آمد، چه ویژگی هایی دارد؟

- استاد شهید پاسخ این پرسش را تحت عنوان "مشخصات انتظار بزرگ‏" بیان و ده ویژگی را برای آن فهرست کرده و برخی را مقداری توضیح داده است. این ده ویژگی عبارت است از:

اول- خوشبينى به آينده بشريت

دوم- پيروزى نهايى صلاح و تقوا و صلح و عدالت و آزادى و صداقت بر زور و استكبار و استعباد و ظلم و اختناق و دجل (دجّالگرى و فريب)

سوم-حكومت جهانى واحد.

چهارم-عمران تمام زمين در حدى كه نقطه خراب و آباد ناشده باقى نماند.

پنجم-بلوغ بشريت به خردمندى كامل و پيروى از فكر و ايدئولوژى و آزادى از اسارت شرايط طبيعى و اجتماعى و غرايز حيوانى.

ششم-حد اكثر بهره‏گيرى از مواهب زمين.

هفتم- برقرارى مساوات كامل ميان انسانها در امر ثروت.

هشتم-منتفى شدن كامل مفاسد اخلاقى از قبيل زنا، ربا، شرب خمر، خيانت، دزدى، آدمكشى و غيره، و خالى شدن روانها از عقده‏ها و كينه‏ها.

نهم- منتفى شدن جنگ و برقرارى صلح و صفا و محبت و تعاون.

دهم- سازگارى انسان و طبيعت. (مجموعه آثار شهيد مطهري (قيام و انقلاب مهدى عليه السلام)، ج‏24، ص‏ 434- 436.)

-ظاهراً استاد شهید موفق نشد که همه این موارد را به صورت کامل توضیح دهد. درست است؟

- بله همین طور است متأسفانه.

استاد شهید خودش توجه داشته که این موارد نیاز به تجزيه و تحليل دارد و باید ادله هر کدام را بیان کرد تا اثبات شود و وعده داده تا در آینده انجام دهد ولیکن دیگر فرصت نیافت.

- شما توضیح و تکمیلی در نظر دارید؟

مطالب ارزنده استاد شهید تحت عنوان "مشخصات انتظار بزرگ‏" بسیار سودمند و راهگشا است و البته شایسته است که کارشناسان و صاحبنظران آن را تشریح کنند و ... شاید بیان این یادآوری در اینجا مفید باشد که مقصود استاد شهید از این عبارات و جملات، بیان تکامل و پیشرفت انسان در جامعه عصر ظهور است، پس باید دانست که دوران ظهور نیز زمان آزمایش انسان است و هنوز قیامت واقع نشده است و نباید پنداشت که به اصطلاح سلب اختیار شده است. آری در دوره ظهور، مردم آگاهانه و از روی اختیار و با آزادی، خودشان راه مستقیم را انتخاب می کنند و از شرور و معاصی دوری می کنند. مردمان به هیچ روی، مجبور نیستند ولی خود بهترین گزینه ها را انتخاب می کنند و منظور از " بلوغ بشريت به خردمندى كامل" همین است یعنی انسانها، جهل و لشکریانش را رها می کنند و پیرو عقل و لشکریانش می شوند و آرزوی همه پیامبران آسمانی و اوصیای الهی به طور کامل برآورده می شود.

«اللّهمّ انّا نرغب اليك في دولة كريمة، تعزّ بها الاسلام و اهله و تذلّ بها النّفاق و اهله و تجعلنا فيها من الدّعاة الى طاعتك و القادة الى سبيلك و ترزقنا بها كرامة الدّنيا و الآخرة.»

و اللهم عجل لولیک الفرج. 

***

چند یادآوری:

1- گفتنی و شنیدنی است که در اینجا اگر نوآوری و نکته جدیدی باشد، عبارت از این جمله کلیدی و طلایی است که خدای کریم توفیق داده و استاد شهید مطهری، حکیمانه بیان کرده و در واقع، چکیده ای استثنایی از کتاب خواندنی و ماندنی "قيام و انقلاب مهدى عليه السلام از دیدگاه فلسفه تاریخ" است که نویسنده شهید و نکته سنج آن خودش عرضه داشته و هر انسان خردمندی را به اندیشیدن می کشاند:

نظر اسلام درباره تكامل انسان، نه معنايش اين است كه صبر كنيد تكامل رخ می ‏دهد! بلکه تكامل، تدريجى است و بايد به آن رسيد.

نگاه کنید به: مجموعه آثار استاد شهيد مطهري (تكامل اجتماعى انسان در تاريخ(نبرد حق و باطل))، ج‏25، ص 524.

بر اساس همین نکته است که انتظار به دو قسم (1- ویرانگر و 2- سازنده) تقسیم و تعریف می شود.

2- نتیجه انتظار سازنده:

از نظر اسلام، صحیح نیست که بگوییم می نشینیم تا حضرت مهدی موعود (ع) بیاید و همه چیز را درست کند بلکه باید قیام کنیم و بکوشیم و زمینه سازی کنیم و به اندازه ای که می توانیم اصلاح کنیم تا مصلح کُلّ بیاید و رهبری اصلاحات جهانی را بر عهده بگیرد و عدالت حقیقی را در سراسر جهان برقرار کند و ایمان و آرامش کامل را به ارمغان آورد.  

3- از نظر آموزش فنّ پاسخگویی به شبهات، یکی از مثالها و موارد بسیار آموزنده و خواندنی عبارت است از پاسخ استاد شهید مطهری به پرسشگر مارکسیست یا تحت تأثیر مارکسیسم:

پرسش این است:

 شما در ضمن صحبت گفتيد كه صنعت براى انسان مضر است چون براى منظورهاى پليد به كار می ‏رود. پس در اين مورد صنعت ضد انسان است. ولى شما اين مسئله را از ديدگاه طبقاتى بررسى نكرديد، چون استعمال صنعت بر ضد انسان را بايد از ديدگاه روابط اجتماعى بررسى كرد، چون در موردى كه صنعت بر ضد انسان به كار می ‏رود، تقصير از صنعت نيست، بلكه مقصر روابط اقتصادى است.

پاسخ استاد شهید چنین است:

من بايد خواهش بكنم كه در آنچه من عرض می ‏كنم مخصوصاً در قسمتهايى كه تأكيد می ‏كنم بيشتر دقت بفرماييد. من هرگز نگفتم كه صنعت براى انسان مضر است و هرگز هم نگفتم صنعت ضد انسان است. كى من چنين حرفى زدم؟! اولًا من حرفى را از ديگران نقل كردم و خواستم شما به نظريه‏ اى كه ديگران دارند آگاه باشيد و به ديدگاه حرف آنها توجه كنيد و تازه نه آنها گفته‏ اند و نه من از آنها نقل كردم كه صنعت براى انسان مضر است، صنعت ضد انسان است. آنها می گويند صنعت براى انسان ابزار است و ابزار بی ‏طرف است همچنان كه علم چون براى انسان يك ابزار است بی ‏طرف است؛ يعنى ابزار براى انسان هدف معين نمی ‏كند، بلكه انسان براى هدفهاى انتخاب‏ شده خودش از ابزار استفاده می ‏كند. اتومبيل به شما نمی ‏گويد كجا برو كجا نرو. اتومبيل نه به شما می ‏گويد برو براى دستگيرى از زلزله ‏زدگان فلان منطقه، و نه به شما می ‏گويد برو براى ستم و ظلم و دزدى. ابزارها بی ‏طرف هستند. حرف آنها هم همين است كه پس اساس اين است كه ماهيت انسان بايد درست بشود تا ابزار برايش مفيد باشد و اين حرفى است كه مولوى در شش- هفت قرن پيش گفته است. می ‏گويد:

هركه او بی ‏سر بجنبد دم بود

جنبشش چون جنبش كژدم بود

علم و مال و منصب و جاه و قران

فتنه آرد در كف بد گوهران‏

تيغ دادن در كف زنگى مست

به كه افتد علم، ناكس را به دست‏

پس بحث بر سر ماهيت انسان است. بعضى آمده ‏اند ساده ‏انديشى كرده و گفته‏ اند اساساً آنچه سبب شده كه انسان هدفهاى ضد انسانى انتخاب كند و از صنعت بر ضد انسانها استفاده كند فقط يك چيز است و آن طبقاتى بودن ساختمان اجتماع است. تضاد طبقاتى را از بين ببريد، همه اينها از بين می ‏رود. اين را ما در جلسه ديگر خدمتتان عرض خواهيم كرد كه از بين رفتن تضادهاى طبقاتى يك شرط لازم براى سعادت و تكامل انسان هست ولى برخلاف آن فرضيه‏اى كه شما در اينجا نوشته ‏ايد شرط كافى نيست. و لهذا ما اگر بخواهيم نظر اسلام را در مورد جامعه ايده ‏آل بدانيم، از زاويه اين ديد كه می ‏گويد در دولت مهدى عليه السلام چنين و چنان می ‏شود، می ‏فهميم كه نظر اسلام درباره تكامل انسان نه معنايش اين است كه صبر كنيد تكامل رخ می ‏دهد. در كتاب قيام و انقلاب مهدى عليه السلام مخصوصاً اين موضوع را يادآورى كرده‏ ام و اصلًا روح اين كتاب اين است كه تكامل، تدريجى است و بايد به آن رسيد.

مسئله بهره ‏كشى انسان از انسان از جنبه اقتصادى و از بين رفتن اين بهره كشى ‏ها يكى از شرايط است، يك پايه از اركان تكامل است ولى براى تكامل كافى نيست. دليلش اين است كه در جامعه‏ هايى هم كه طبقات از ميان رفته است هنوز انسان به ماهيت انسانى خودش نرسيده است.

آيا اين كشتارهاى دسته جمعى كه در جامعه‏ هاى به اصطلاح بی ‏طبقه صورت می ‏گيرد نشان‏ دهنده اين واقعيت نيست؟ آنجا كه طبقات نيست، پس چرا؟

سولژنيتسين معروف در كتابى كه به نام مجمع الجزائر گولاك نوشته است مدعى است كه از انقلاب اكتبر تاكنون در حدود صد ميليون نفر به عنوان تصفيه در شوروى كشته‏ شده ‏اند. بنابراين آيا درد انسان فقط همان طبقاتى بودن است يا تسلط انسان بر انسان است؟ اين ديكتاتورى پرولتاريا كه آنها می گويند، بدترين شكل تجاوز انسان به انسان است. پس، از بين رفتن تضادهاى طبقاتى يك شرط لازم هست ولى شرط كافى نيست.

 مجموعه آثار شهيد مطهري (تكامل اجتماعى انسان در تاريخ(نبرد حق و باطل))، ج‏25، ص 523- 525.

4- روش شناسی:

استاد شهید مطهری در این پاسخ، نخست اطلاعات غلط را تعیین کرده و بعد اطلاعات صحیح را عرضه داشته و نظرش خودش را بیان کرده و برای اثبات نظر خودش استدلال آورده و به عنوان مثال افزون بر استفاده از پاسخ نقضی، از تفاوت بین "شرط لازم" و "شرط کافی" بهره جسته است.  

5- مهارت گزیده نویسی و بیان خلاصه مطالب مفصل:

چه بسیارند پژوهشگرانی که آثاری مفصل و سودمند پدید آورده اند ولی چه اندکند نویسندگانی که کتابهای پربرگ و بار خود را خودشان و با بیان و قلم خود خلاصه کرده اند! یکی از این نوادر، استاد شهید مطهری است که کتاب قیام و انقلاب مهدی (عح) از دیدگاه فلسفه تاریخ را خودش در چند کلمه خلاصه کرده است. و این هنری است که بسیاری از ما، اگر نداریم می توانیم از استاد شهید بیاموزیم.