نظریّه های عاشورا (8) نظریّه قدرت طلبی
24 بازدید
تاریخ ارائه : 10/3/2012 10:14:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

نظریّه های عاشورا (8) نظریّه قدرت طلبی!

بیان : بر طبق این نظریه، او شیفته قدرت بود و بلند پروازی کرد و نادانسته خودش را به کشتن داد.  

نقد: این نظریه، تحلیلی است بدون پشتوانه علمی و تاریخی. او اگر قدرت طلب بود براحتی می توانست با معاویه یا یزید بسازد و به چرب و شیرین دنیا دست یابد و در چرخه قدرت سیاسی وارد شود و بالا رود. دانایی او نسبت به آینده سیاسی جامعه هرگز کمتر از سیاستمدارانی چون ابن عباس و ... نبود. پیداست که چنین نگرشی، مادّی و خاکی است و با غفلت از مقام و شخصیت معنوی و الهی حضرت امام حسین علیه السلام و حتی آگاهی عادی و معمولی ایشان نسبت به حوادث طرح شده است.

انتقاد استاد دکتر سیّد جعفر شهیدی نسبت به این نظریه : " نقطه اختلاف ما با بعضی از مورّخان و جامعه شناسان قدیم و امروز – مسلمان یا غیر مسلمان – در همین جاست. آنها به قیام حسین از دیدگاه سیاست می نگرند در حالی که او از این قیام، دین را می خواست. فراموش نمی کنم شبی را که با استاد سالخورده مصری دکتر عبدالله عنّان استاد تاریخ بر بالکن مهمانخانه شهرش تلمسان در الجزایر نشسته بودیم ، سخن از کربلا و نهضت حسین  به میان آمد ، این پیرمرد مسلمان سالخورده که عمر خود را در تاریخ اسلام سپری کرده است؛ چه ناسنجیده سخنی گفت: "چرا به حسین لقب ابوالشهداء داده اند؟! او شهید نیست تا چه رسد که سالار شهیدان باشد. او مردی بلند پرواز بود که خود را به کشتن داد." همین که نام " ابوالشهداء " را بر زبان آورد دانستم متأسّفانه سینه این استاد که آفتاب عمرش بر لب بام رسیده  از حسد هم پیشه خود خالی نیست و بیش از ابوالشهداء ، از مؤلف ابوالشهداء دلی پر دارد. " ابوالشهداء " را نویسنده مشهور مصری عباس عقّاد نوشت. این کتاب در سراسر قلمرو اسلامی عربی و به خصوص کشورها و منطقه های شیعه نشین جایی باز کرد. به فارسی هم ترجمه شد و عقاد شهرتی بیش از آنچه داشت یافت. معلوم شد گله استاد عنّان بیشتر به خاطر عقّاد است تا از کسی که کتاب به نام او نوشته شده. دنباله سخن به خلیفه ها و حکومت های اموی چون معاویه و عمرو ابن عاص کشیده شد، در پایان دیدم استاد عنان و همفکران او به جنگهای جمل، صفین، نهروان و کربلا از دیده کشورگشایی می نگرند نه دین خواهی، به این جنگها خرده می گیرند چون تنها به یک روی کار چشم دوخته اند- حکومت – آن هم به هر صورت که باشد ، و آنچه بدان نمی نگرند ، دین است. یا به عبارت دیگر می گویند قدرت طبقه فرمانفرما  به هر صورت که ممکن است باید حفظ شود، بر سر اکثریت محروم چه پیش آید، ابداً مورد اعتنای ایشان نیست...." پس از پنجاه سال پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین علیه السلام ، دکتر سیّد جعفر شهیدی،  دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ چهاردهم تهران ، 1371ش. ص 119 -120.