نگاهی به زندگی حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم
22 بازدید
تاریخ ارائه : 9/15/2012 10:46:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

بسم الله الرّحمن الرّحیم

درس نوزدهم: نگاهى به زندگى حضرت محمّد صلى الله عليه و آله‏

نوشته محمّد خردمند

حضرت ابوالقاسم محمد مصطفى صلى الله عليه و آله فرزند عبداللَّه بن عبدالمطلب، در سال 570 ميلادى (چهل سال قبل از بعثت و 53 سال قبل از هجرت) در مكه از مادرش آمنه زاده شد.

عصرى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در آن به دنيا آمد، دورانى تاريك و به تعبير قرآن كريم دوران «جاهليّت» بود؛ زيرا بجاى پرستش خداى يگانه، بت‏هاى سنگى و چوبى را مى‏پرستيدند؛ برخى از آنان دختران را زنده به گور مى‏كردند. به ضعيفان ظلم و ستم روا مى‏داشتند و از هيچ ناروايى رويگردان نبودند و به بيان قرآن كريم در «ضَلال مبين» بودند.

مردمان آن عصر، انسانهايى امّى و درس ناخوانده و مكتب نديده بودند كه بجز افراد انگشت شمار قدرت خواندن ونوشتن را نداشتند.

همراه و همزمان با ولادت حضرت محمد صلى الله عليه و آله حوادث عجيب و شگفت‏آورى رخ داد و جهان را متوجه امرى عظيم كرد؛ از جمله كاخ رفيع وبزرگ انوشيروان- پادشاه ساسانى- لرزيد و 14 كنگره آن فرو ريخت «1» و آتشكده فارس، كه آتش آن سالها روشن‏

__________________________________________________

 (1) بحار، ج 5، ص 257

                        ره توشه حج (2جلدى)، ج‏1، ص: 203

بود، ناگهان خاموش شد ودرياچه ساوه‏خشكيد. «1» و بتهاى مكه واژگون شد. و رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله در زمان تولّد، اين جمله‏ها را گفت: «اللَّه اكبرُ، الحمدُ للَّه‏كثيراً وَ سبحانَ اللَّهِ بُكْرَةً وَ أصِيلًا». «2»

ازدواج‏

حضرت محمد صلى الله عليه و آله در 25 سالگى در حالى كه به راستى و درستى شهره بود، با خديجه دختر خويلد كه 40 سال داشت ازدواج كرد. «3» پيامبر صلى الله عليه و آله بهترين دوره زندگى خود؛ يعنى جوانى و ميانسالى را با خديجه سپرى كرد. خديجه تا زمانى كه درگذشت، تنها همسر پيامبر صلى الله عليه و آله بود. خديجه در بين زنان، نخستين كسى بود كه به رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ايمان آورد و در يارى و حمايت او از هيچ تلاشى دريغ نورزيد و تمام دارايى‏اش را در راه تبليغ اسلام و دفاع از قرآن صرف كرد.

خديجه بعد از بيست و پنج سال زندگى و همراهى با پيامبر صلى الله عليه و آله در سال دهم بعثت، در 65 سالگى رحلت كرد. «4» رسول اللَّه صلى الله عليه و آله خديجه را بسيار دوست مى‏داشت و به او احترام خاصى مى‏گذاشت.

خديجه عليها السلام براى حضرت محمد صلى الله عليه و آله شش فرزند بزاد: دو پسر به نامهاى قاسم و طاهر كه در اوايل كودكى در مكه رحلت كردند و چهار دختر به نامهاى فاطمه عليها السلام رقيه، زينب و امّ‏كلثوم. «5» دقت و تأمل در ازدواجهاى رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله بعد از رحلت خديجه عليها السلام، نشان مى‏دهدكه اين امر براى چند هدف صورت گرفته است:

__________________________________________________

 (1) همان، ج 15، ص 258- 263.

 (2) السيرة الحلبية، ج 1، ص 64 و تاريخ اليعقوبى، ج 2، ص 5.

 (3) بحار، ج 16، ص 56 و 73.

 (4) تاريخ اليعقوبى، ج 2، ص 20 والغدير، ج 7، ص 373.

 (5) بحار، ج 16، ص 3 و اعلام‏الورى، ص 146.

                        ره توشه حج (2جلدى)، ج‏1، ص: 204

1- از بين بردن سنن جاهلى و تثبيت احكام اسلامى؛ يكى از سنت‏هاى عصر جاهليت آن بود كه اگر كسى را به فرزند خواندگى مى‏پذيرفتند، تمام احكام فرزند واقعى خود را نيز براى او اجرا مى‏كردند؛ مثلًا همانطور كه ازدواج با همسر پسران خود را حرام مى شمردند، ازدواج با همسر پسرخوانده خود را نيز جايز نمى‏دانستند. اين حكم جاهلى، نادرست بود و اسلام آن را لغو كرد. زيد بن حارثه؛ پسر خوانده رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله بود. او به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله با زينب بنت جحش- دختر عمّه رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله- ازدواج كرد. زينب فخر مى‏ورزيد و زندگى را بر زيد تلخ مى‏كرد تا اينكه سرانجام زينب را طلاق داد.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پس از آن، به دستور خدا با زينب ازدواج كرد تا به آن سنّت جاهلى، در عمل خط بطلان بكشد. «1» 2- كمك به درماندگان و يتيمان؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله با سوده ازدواج كرد تا آبرو و ايمان او محفوظ بماند؛ زيرا پس از مهاجرت به حبشه، شوهر سوده وفات كرد و وى بى سرپرست ماند و ممكن بود قبيله‏اش او را به طرف خود ببرند و به كفر و شركش باز گردانند. وهمچنين زينب بنت خُزيمه، بيوه‏اى بود كه رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله با وى ازدواج كرد تا آبروى آن زن فقير را حفظ كند؛ همان زنى كه در حال فقر نيز بخشنده و دلسوز و معروف به امّ‏المساكين (مادر بينوايان) بود. «2» 3- براى آزادى اسيران و بردگان؛ قبيله بزرگ بنى‏المُصْطَلَق در جنگ با اسلام، مغلوب و اسير شد. پيامبر صلى الله عليه و آله با جويريه دختر حارث- بزرگِ بنى‏المصطلق- ازدواج كرد.

مسلمانان نيز به بركت اين ازدواج و به احترام رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بسيارى از آنان را آزاد كردند.

بنابر نقل ابن هشام، صد خانواده آزاد شد. «3» 4- تدبير سياسى براى كنترل و تضعيف دشمنان و حفظ مصالح سياسى مسلمين؛ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله براى كنترل دشمنان و مخالفان، با عايشه، حفصه، امّ‏حبيبه، صفيه و ميمونه ازدواج كرد. امّ‏حبيبه در حالى مسلمان شد كه پدرش ابوسفيان، دشمن درجه يك‏

__________________________________________________

 (1). احزاب، 37

 (2). بحار، ج 22، ص 203

 (3). السيرة النبوية لابن هشام، ج 3، ص 295

                        ره توشه حج (2جلدى)، ج‏1، ص: 205

رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بود و شوهرش نيز مرتد شده، پس از آن از دنيا رفته بود. امّ‏حبيبه مضطرب و نگران بود تا آنكه رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله با او ازدواج كرد. «1» صفيّه دختر حُيَىّ‏بن أخْطَب- رييس قبيله بنى‏نضير- بود. قبيله بنى‏نضير از يهوديان و دشمن پيامبر صلى الله عليه و آله بودند. ميمونه از قبيله بزرگ بنى مخزوم و عايشه دختر ابوبكر و حفصه دختر عُمر بود. همه زنانى كه رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله با آنها ازدواج كرد بيوه بودند جز عايشه.

تدبير برتر:

پنج سال قبل از بعثت رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله، قريش تصميم گرفتند كعبه را تعمير و مرمّت كنند؛ زيرا بر اثر سيل و باران، بخشى از آن خراب شده بود. زمانى كه نوبت به نصب حجرالأسود رسيد، نزاع شديدى پديدار شد، چون هر قبيله‏اى مى‏خواست اين افتخار نصيب او گردد. اين اختلاف چند شبانه روز ادامه يافت تا آنكه يكى از سالخوردگان پيشنهاد كرد اولين شخصى را كه وارد مسجد مى‏گردد داور قرار دهند و نظرش را همگان بپذيرند. ناگهان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله كه 35 ساله بود وارد شد، همگى خشنود و راضى گفتند: «او امين است، داورى او را مى‏پذيريم.»

حضرت محمد صلى الله عليه و آله جامه‏اى طلبيد و حجرالأسود را در ميان آن گذارد و گفت هر يك از قبايل گوشه جامه را بگيرد تا همه در نصب آن سهيم باشند. هر قبيله‏اى طرفى از جامه را گرفت و به اين ترتيب، با هم آن را بلند كردند و تا محل مورد نظر بردند و خود رسول صلى الله عليه و آله با دست خود حجرالأسود را برداشت و سرجايش گذارد و غائله پايان يافت. «2»

 «بعثت» و «دعوت»:

حضرت محمد صلى الله عليه و آله در 570 ميلادى، در 40 سالگى به مقام الهى نبوّت و رسالت نايل شد. واقعه نزول جبرئيل و فرود آوردن آيات اوّلِ سوره علق مشهور و بى‏نياز از

__________________________________________________

 (1). اعلام الورى، ص 141

 (2). بحار، ج 15، ص 337، والسيرة النبوية، ج 1، ص 192

                        ره توشه حج (2جلدى)، ج‏1، ص: 206

توضيح است.

اوّلين و مهمترين پيام اسلام، توحيد و يكتاپرستى و اجتناب از بت‏پرستى و شرك بود و اولين فريضه‏اى كه تشريع شد نماز بود و ستايش خداى متعال و راز و نياز به درگاه او.

رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله سه سال به تبليغ غيرعلنى پرداخت. اولين كسى كه ايمان آورد على‏بن ابى‏طالب بود كه با بصيرت و اختيار اسلام راپذيرفت و شهادتين را بر زبان جارى كرد.

بعد از على عليه السلام، حضرت خديجه اين آيين آسمانى را پذيرفت. حضرت محمد صلى الله عليه و آله، على عليه السلام و خديجه عليها السلام در مكانهاى پرجمعيت؛ مانند منا و مسجدالحرام و در برابر ديدگان بت‏پرستان و مشركان، نماز را به جماعت مى‏گزاردند. «1» و بدينگونه با بت‏پرستى مبارزه مى‏كردند و با عمل خود اسلام را تبليغ مى‏نمودند.

پيامبر به تدريج به تبليغ آشكار پرداخت؛ نخست نزديكان و خويشان را به توحيد و عبادت خدا فراخواند و به مفاد آيه شريفه وانْذِرْ عَشيرَتَكَ الأَقْرَبِين «2»

 عمل نمود. در همين زمان بود كه حضرت على عليه السلام در برابر جمع خويشان، ايمان خود را آشكار كرد و رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: اين برادر و وصىّ و جانشين من در ميان شماست. به سخنان او گوش فرا دهيد و از وى پيروى كنيد. «3» دعوت عمومى پيامبر صلى الله عليه و آله سه سال پس از بعثت آغاز گرديد و بلافاصله مخالفت مشركان و از همه بيشتر ابولهب شدّت گرفت. ابولهب به دنبال پيامبر حركت مى‏كرد و مى‏گفت: اى مردم! اين برادر زاده من است، از او دورى كنيد و به سخنانش گوش مدهيد! «4» در برابر اعمال نارواى ابولهب و همسرش امّ جميل و در مذمّت آن جاهلان، سوره مَسَد نازل شد. اين آيات در بين مردم منتشر شد و آن‏دو را رسوا ساخت.

__________________________________________________

 (1). السيرة النبوية، ج 1، ص 245- 246

 (2). شعراء: 214

 (3). تاريخ‏اليعقوبى، ج 2، ص 22

 (4). المناقب، ج 1، ص 43

                        ره توشه حج (2جلدى)، ج‏1، ص: 207

تهديد

مشركان نخست از راه تهديد وارد شدند و به خانه ابوطالب عليه السلام رفتند و گفتند: تو بزرگ و رييس ما هستى. از تو خواستيم كه برادر زاده‏ات را كنترل كنى و محمد را از بدگويى به دين پدران ما و تخطئه عقايد و افكار ما بازدارى اما تو به تقاضاهاى ما توجهى نكردى، سوگند به خدا! ديگر نمى‏توانيم صبر كنيم. بايد محمد صلى الله عليه و آله را از اين اعمال بازدارى و گرنه با او و تو، كه از وى حمايت مى‏كنى، مى‏جنگيم.

ابوطالب با زبانى نرم و بيانى محترمانه با آنان برخورد كرد و آنان رفتند و بعد از پراكنده شدن آنان، جريان را به محمد صلى الله عليه و آله گفت. رسول اللَّه صلى الله عليه و آله خطاب به ابوطالب عليه السلام گفت: «به خدا سوگند! هرگاه آفتاب را در دست راست و ماه را در دست چپم قرار دهند تا از هدفم دست بردارم، هرگز چنين نخواهم كرد تا آنكه در اين راه جان ببازم و يا به مقصد برسم.» ابوطالب عليه السلام نيز كه قلبى سرشار از ايمان به خدا و رسول صلى الله عليه و آله داشت، با اطمينان گفت: به خدا سوگند دست از حمايت تو برنمى‏دارم و تو را تنها نمى‏گذارم. «1»

تطميع‏

مشركان از راه تهديد به‏جايى نرسيدند و به روش ديگرى روى كردند؛ يعنى از در تطميع وارد شدند. آنان به محمد صلى الله عليه و آله گفتند: اگر پول مى‏خواهى تو را ثروتمندترين فرد خواهيم ساخت، اگر رياست مى‏خواهى، حاضريم تو را رييس خود سازيم، اگر دچار بيمارى شده‏اى حاضريم بهترين طبيب را براى معالجه‏ات بياوريم.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پاسخ داد:

 «من نه مال مى‏خواهم و نه رياست ونه مبتلا به مرضى هستم، بلكه خداوند مرا به پيامبرى برگزيده است و از جانب او مأموريت دارم كه شما را از عذاب الهى بيم دهم. من مأموريت خود را انجام دادم، اگر از من پيروى كنيد سعادتمند مى‏شويد و شما را به بهشت بشارت مى‏دهم و اگر نپذيريد صبر و مقاومت مى‏كنم تا خدا ميان من و شما داورى كند.» «2»

__________________________________________________

 (1). السيرةالنبوية، ج 1، ص 265

 (2). السيرة النبوية، ج 1، ص 295

                        ره توشه حج (2جلدى)، ج‏1، ص: 208

شكنجه‏

روز به روز بر تعداد مسلمانان مى‏افزود و مشركان نگران‏تر و عصبانى‏تر مى‏شدند.

بت‏پرستان چون از تهديد و تطميع راه به جايى نبردند، به شكنجه و آزار مسلمين پرداختند. مشركانى مثل ابوجهل، ابوسفيان، ابولهب، عاص بن وائل، وليدبن مغيره و ... از هيچ تلاشى براى اذيت و آزار مسلمانان فروگذار نكردند.

رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله باصداى بلند در بين مردم مى‏فرمود: «يا أَيُّها النَّاسُ، قُولُوا لا إلهَ إلّااللَّه تُفْلِحُوا» و ابولهب به دنبال او مى‏دويد و به او سنگ مى‏انداخت و مى‏گفت: مردم! اين مرد دروغگو است! به او گوش ندهيد! «1» عمّار و پدرش ياسر و مادرش سميّه در زير شكنجه‏هاى شديد مشركان قرار گرفتند.

سميه و ياسر در اثر اين آزارها به فيض شهادت رسيدند. عمّار نيز به شدت شكنجه شد اما تقيه كرد و اظهار شرك نمود و ازمرگ نجات يافت. «2» بلال حبشى را اربابش در گرماى ظهر، روى ريگهاى داغ و تفتيده بيابان مى‏خواباند و سنگ بزرگى بر روى سينه‏اش مى‏نهاد تا وادارد كه وى دست از اسلام بردارد، اما او مقاومت مى‏كرد و مى‏گفت: «احَدٌ احَدٌ»؛ «خدا يكى است! خدا يكى است!» «3» مشركان براى مقابله با اسلام، به روشهاى ديگرى نيز متوسل شدند؛ مانند: تحريم اقتصادى، تحريم روانى و عاطفى و تحريم روابط زناشويى با مسلمانان.

بت‏پرستان از تهمت زدن و تبليغات روانى نيز خوددارى نكردند و رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله را با انواع القاب و عبارات ناروا؛ مانند ساحر، مجنون، كذّاب و ... مورد حمله قرار دادند. اما اسلام در برابر همه اين مخالفت‏ها ايستاد و پيش رفت و در جان و دل انسانهاى پاك نفوذ كرد؛ زيرا پيام قرآن، پيامى استوار و عقل پذير و مطابق با فطرت الهى انسان است و جامعيت و اعتدالى شايسته در احكام و قوانين دارد كه هر انسان منصفى را به خود خود

__________________________________________________

 (1). المناقب، ج 1، ص 51

 (2). الكامل، ج 2، ص 66

 (3). الكامل، ج 2، ص 66

                        ره توشه حج (2جلدى)، ج‏1، ص: 209

جذب مى‏سازد.

هجرت:

رسول اللَّه صلى الله عليه و آله 13 سال در مكّه به تبليغ اسلام پرداخت و در برابر همه ناملايمات، چون كوهى استوار ايستاد و از هدف الهى خود دست برنداشت و براى آنكه قدرى از آزار مسلمين كاسته شود و آنان بهتر بتوانند به وظايف دينى خود بپردازند، دستور هجرت را صادر كرد تا مسلمانان در يثرب- كه بعدها مدينةالنبى صلى الله عليه و آله ناميده شد- به فعاليت بپردازند و از شكنجه در امان باشند.

مسلمانان يثرب با رسول‏خدا صلى الله عليه و آله براى تقويت اسلام، پيمان بستند و بيعت كردند.

مشركان كه از اين بيعت با خبر شده بودند، در دارالندوه اجتماع كردند و تصميم گرفتند از هر قبيله يك نفر انتخاب شود و شبانه به طور دسته‏جمعى به خانه پيامبر صلى الله عليه و آله بروند و او را بكشند. حضرت محمد صلى الله عليه و آله از راه وحى از نقشه دشمنان آگاه شد و شبانه از مكه خارج گرديد وحضرت على عليه السلام در جاى او خوابيد تا مشركان متوجه هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله نگردند. «1»

حكومت اسلامى در مدينه:

رسول گرامى در مدينه، حكومتى براساس قرآن و وحى الهى پديد آورد كه از نظرهاى گوناگون براى ما آموزنده است و درسهاى فراوانى مى‏توان از آن آموخت. براى اختصار به چند مورد بسنده مى‏شود:

اخوّت:

اولين كارى‏كه رسول خدا صلى الله عليه و آله براى‏ايجاد دولت‏اسلامى وتشكيل امتى مسلمان انجام داد، عقد اخوّت بين مسلمين (مهاجران وانصار) بود. آن حضرت بعد از بناى مسجد النبى، هر دو نفر از مسلمين را برادر يكديگر قرار داد و علىّ عليه السلام را نيز به برادرى با خود برگزيد. «2»

__________________________________________________

 (1). نك: بحار، ج 19، ص 78.

 (2). السيره لنبوية، ج 2، ص 504، و نك: آل عمران، 108- 109

                        ره توشه حج (2جلدى)، ج‏1، ص: 210

اسلام چون منطقى قوى و خردمند داشت، با پيام معنوى و الهى خود بر عقلها و قلبها چيره شد و گسترش يافت، اما مشركان كه در برابر قرآن، مطلبى قابل عرضه نداشتند و نمى‏توانستند با دليل و برهان، بت‏پرستى را تبيين و تبليغ كنند، به شمشير و جنگ روى آوردند و به مبارزه مسلحانه با پيامبر صلى الله عليه و آله پرداختند ورسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله به ناچار به دفاع پرداخت.

بعد از ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه، جنگ‏هاى بسيارى بين مسلمانان و مشركان رخ داد؛ مانند جنگ بدر، احد، احزاب (خندق)، بنى قريظه، خيبر و ... در اين جنگها رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله و مسلمانان، نخست اتمام حجّت مى‏كردند و پيام توحيد را به همگان مى‏رساندند، آنگاه اگر آنان نمى‏پذيرفتند، در برابر حمله آنها، مردانه دفاع مى‏كردند. و سرانجام مكّه نيز فتح شد. در فتح مكّه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله دستور داد به كسى حمله نكنيد و تنها در صورت تجاوز مشركين دفاع كنيد. مكه با كمترين خونريزى، به تصرّف مسلمانان در آمد. «1»

دعوت جهانى:

چون حضرت محمد صلى الله عليه و آله براى هدايت همه مردم مبعوث شده بود «2» در سال ششم هجرت، نمايندگانى به سوى زمامداران عالم فرستاد و آنان را به توحيد و پرستش خدا فرا خواند؛ از جمله به خسرو پرويز پادشاه ايران، هرقل پادشاه روم، اسقف نجران و .... «3» اين نامه‏ها هرگزبراى كشورگشايى نبود و رسول اللَّه صلى الله عليه و آله آنان را تنها به پذيرش اسلام و پيروى از احكام الهى دعوت كرد.

غدير خم:

در سال دهم هجرت، رسول اللَّه صلى الله عليه و آله فريضه حج را انجام داد. در پايان مراسم، مردم‏

__________________________________________________

 (1). الكامل، ج 2، ص 247

 (2). «و ما أرسلناك إلّا رحمةً للعالمين ...» انبياء: 107

 (3). نك: مكاتيب الرسول، ج 1، ص 172

                        ره توشه حج (2جلدى)، ج‏1، ص: 211

در حال حركت به سوى شهرهاى خود بودند كه وحى الهى آمد: يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ... «1»

 اين موضوع آنچنان اهميتى داشت كه اگر رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله آن را انجام نمى‏داد رسالتش را تمام و كامل نكرده بود، و آن مسأله بيان امامت حضرت على عليه السلام بود. و حضرت محمد صلى الله عليه و آله در غدير در برابر چشم هزاران انسان مسلمان، از جانب خدا فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلاهُ». اولين كسى كه به على عليه السلام در غدير تبريك گفت ابوبكر و پس از وى عمر بود!

اين تدبير الهى براى آن بود كه مردم بدانند بعد از رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله چه كسى را رهبر و پيشواى خود قرار دهند و كيست كه اهداف الهى و قرآنى دارد و احكام خدا را اجرا مى‏كند و مى‏تواند همگان را به راهى هدايت كند كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى‏خواست. بنابر نظر الهى و نظر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله اين تنها على عليه السلام بود كه شايستگى و صلاحيت جانشينى رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله را در امور دين و دنيا و رهبرى و امامت داشت.

__________________________________________________

 (1). مائده: 67

 

یادآوری: این نوشته در نرم افزار "کتابخانه جامع حجّ" (از تولیدات مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی "نور") نیز موجود است.