پاسخ به یک شبهه درباره حکمت قصاص
88 بازدید
موضوع: تبلیغ

پاسخ به یک شبهه درباره حکمت قصاص

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا قصاص؟!

پاسخ به یک شبهه درباره حکمت قصاص

چرا کشتن؟! چرا قصاص؟!

در قصاص، یک نفر انسان مجرم و جانی، مجازات می شود تا آینه عبرت شود و جان هزارها انسان پاک و بیگناه به خطر نیفتد و آرامش و امنیت جامعه تأمین گردد.

***

شبهه:

اگر کشتن کار بدی است چرا به عنوان قصاص، این کار بد را تکرار می کنید؟!

توضیح شبهه:

این پرسشگر یا شبهه افکن می خواهد چنین بگوید: این موضوع از نظر عقلی از دو حال خارج نیست: یا کشتن انسان، خوب است یا بد. اگر خوب است، پس چرا قاتل را جانی می شمارید و مذمت می کنید؟! و اگر بد است، چرا حکم قصاص را درباره قاتل اجرا می کنید؟!

پاسخ نقضی:

اگر این گونه تحلیل کردن (مقایسه ظاهری دو رفتار انسانی بدون در نظر گرفتن اهداف و قیود و شرایط هر کدام) صحیح باشد، در بسیاری از مسائل و موارد دیگر نیز همین مشکل می آید مثلا درباره استفاده از ابزارهای مشترک مانند چاقو می توان گفت: استفاده از چاقو یا خوب است یا بد، اگر خوب است پس چرا به کسی که مثلا به خاطر اختلاف مالی، شکم شریکش را دریده، اعتراض می کنید و او را جنایتکار می نامید؟! و اگر خوب نیست، چرا هیچ اعتراضی به جرّاح نمی کنید که شکم مریضش را پاره کرده؟! بلکه به جراح پاداش هم می دهید و تشکر می کنید؟! واقعاً چه تفاوتی بین قاتلِ چاقوکش و پزشکِ جرّاح وجود دارد؟!

پاسخ حلی:

هیچ کدام از این دو گزاره (1- "کشتن انسان، خوب است. " و 2- "کشتن انسان، بد است. ") به صورت مطلق، صحیح نیست یعنی قید و شرط دارد و باید توضیح داد که منظور از انسان، چگونه انسانی است. پس به عنوان مثال می توان گفت و همه عاقلان دنیا می گویند: "کشتن انسانِ متجاوز و جنایتکار، خوب و خدمت است. " و "کشتن انسانِ بیگناه، بد و جنایت است. " بنابراین وقتی گفته می شود: "قصاص، خوب و حکیمانه است. " یا "قصاص، زندگی بخش است. " به این معنا است که قصاص و کشتن قاتل جانی، خوب است یعنی این کار، مانع رواج ظلم می شود و برای تأمین عدالت اجتماعی و پیشگیری از خونریزی بیشتر در جامعه، سودمند است. در قصاص، یک نفر انسان مجرم و جانی، مجازات می شود تا آینه عبرت شود و جان هزارها انسان پاک و بیگناه به خطر نیفتد و آرامش و امنیت جامعه تأمین گردد.

پاسخ استاد شهید مطهری:

استاد مطهری با توضیح این نکته که "مصلحت جمع، مقدم بر مصلحت فرد است. "، تحت عنوان "فلسفه قصاص " چنین نوشته است:

ببینید این تعبیر قرآن راجع به مسئله قصاص چه تعبیر جامعی است! می دانیم قرآن در قانون جزایی خود طرفدار قصاص است. در مواردی که کسی به عمد و بدون هیچ عذری، بیگناهی و نفس محترمی را از بین می برد، اسلام اجازه قصاص می دهد که او را به مجازات آن شخص اعدام کنند.

در اینجا این مسئله پیش می آید که حالا او یک نفر را کشته، ما چرا یک نفر دیگر را اضافه کنیم و بکشیم؟! اگر کشتن کار بدی است ما چرا به عنوان قصاص، این کار بد را تکرار کنیم؟! او کار بدی کرده که یک نفر را کشته، آیا ما هم خود او را بکشیم که باز یک انسان کشته باشیم؟! قرآن می گوید: وَ لَکمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ (بقره / 179- )؛ کشتن این چنین را، کشتن و اماته و میراندن تلقی نکنید، این را حیات و زندگی تلقی کنید ولی نه حیات این فرد، حیات جمع. یعنی با قصاص یک نفر متجاوز، حیات جامعه و حیات افراد دیگر را حفظ کرده اید. شما اگر جلو قاتل را نگیرید، فردا او یک نفر دیگر را خواهد کشت، و فردا دهها نفر دیگر پیدا می شوند و دهها نفر دیگر را خواهند کشت. پس این را کم شدن افراد جامعه تلقی نکنید، حفظ بقای جامعه تلقی کنید؛ این را میراندن تلقی نکنید، زندگی تلقی کنید؛ یعنی قصاص معنایش دشمنی کردن با انسان نیست، دوستی کردن با انسان است. . . .

انسان در «انسان دوستی» انسان بماهو انسان است؛ یعنی انسان را از آن جهت که انسان است باید دوست داشت، و به اصطلاح امروز انسان با ارزشهای انسانی. یک وقت ما در تعریف انسان می گوییم: یک حیوان یک سر و دو گوش مستقیم القامه که حرف هم می زند. اگر انسان این است، چومبه همان قدر انسان است که لومومبا انسان بوده، آنهایی که خواستند عیسی را به دار بکشند همان قدر انسانند که خود عیسی؛ آنها هم مثل عیسی حرف می زدند و از این جهات فرقی با او نداشتند. . . . حال اگر انسانی ضد انسان و ضد انسانیت شد، مانع راه انسانهای دیگر و مانع تکامل انسانهای دیگر شد، آیا باز ما باید این انسان را که در واقع اسمش انسان است و در معنا انسان نیست (و به تعبیر امیر المؤمنین: الصّورَةُ صورَةُ انْسانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیوانٍ ظاهر، ظاهر انسان است و باطن، باطن یک حیوان) دوست بداریم؟ آیا به نام انسان دوستی باید به انسانیت خیانت کنیم و با انسانیت دشمنی بورزیم؟!. . . (مجموعه آثار استاد شهید مطهری (تعلیم و تربیت در اسلام)، ج 22، ص 913- 914- )

توضیح تکمیلی درباره حکم قصاص:

درباره قصاص و انواع آن و شرایطش و. . . گفتنی ها فراوان است که در علم فقه به صورت مفصل مطرح شده است. یکی از نکته های مهمّ، این است که قصاص، حقّ است و قابل بخشش یعنی اولیای دم می توانند از حقّ خود صرف نظر کنند و ببخشند. البته مردمان عاقل در جایی می بخشند که قاتل براستی از جنایتش پشیمان شده و به درگاه خدا توبه کرده و واقعاً درصدد جبران است و زنده ماندنش در جامعه، سبب سلب امنیت مردم نیست. وگرنه در صورتی که قاتل پشیمان نیست و فریبکاری می کند، بخشش چنین شخصی، برخلاف مصلحت اجتماع و باعث ترویج ظلم و جنایت در جامعه خواهد شد. به قول معروف: "ترحم بر پلنگ تیز دندان، ستمکاری بود بر گوسفندان. " می دانیم که هدف از تشریع قانون حکیمانه قصاص، همان طور که در کلام حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) آمده، پیشگیری از خونریزی است. ("فَرَضَ اللَّهُ الْایمانَ تَطْهیراً مِنَ الشِّرْک وَ. . . الْقِصاصَ حَقْناً لِلدِّماء. . . " نهج البلاغه / حکمت 252- )

این یادداشت قبلا منتشر شده است:

هفته نامه افق حوزه شماره 563 دوشنبه 22 مرداد 1397 ص 6.

http://www.ofoghhawzah.ir/news/11286/402035