پاسخ به یک شبهه درباره روزه
42 بازدید
موضوع: تبلیغ

بسم الله الرحمن الرحیم

پاسخ به یک شبهه درباره روزه

این مطلب در هفته نامه افق حوزه، ش 557.  تاریخ  دوشنبه 21 خرداد 1397، ص 7. منتشر شده است.

 http://ofoghhawzah.com/uploads/no._557.pdf

http://www.ofoghhawzah.com/news/11286/400787

شبهه:

قرآن می گوید روزه بگیرید تا صاحب تقوا شوید! در صورتی که انسان یا تقوا دارد یا ندارد، در صورت اول که دیگر نیازی ندارد که روزه بگیرد تا صاحب تقوا شود زیرا خودش تقوا دارد، و در صورت دوم هم داستان روشن است چون انسان بی تقوا، اسیر شهوات و غافل از راز زندگی است و هرگز عبادت خدا نمی کند و روزه نمی گیرد و لذت سَحَر و مناجات و افطار را نمی چشد.

توضیح شبهه:

روزه؛ سرچشمه تقوا است ولی این شبهه افکن، می خواهد "دعوت به روزه گرفتن برای رسیدن به تقوا" را تناقض آمیز جلوه دهد به این صورت که ادعا می کند این کار یا تحصیل حاصل و محال  است و یا لغو و غیر عقلایی. مقصود شبهه انداز این است که مخاطبان آیه وجوب روزه "يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ." (بقره / 183.) از نظر عقلی دو گروهند:

1- کسانی که تقوا دارند.

2- کسانی که تقوا ندارند.

و روشن است که هر یک از مردم یا جزو گروه اول است یا دوم. این شبهه انداز می گوید: جالب است که این آیه برای هیچ کدام ثمره ای ندارد زیرا:

گروه اول که خودشان تقوا دارند پس دعوت آنان به روزه داری تا تقواپیشه شوند، تحصیل حاصل است زیرا قبل از آنکه روزه بگیرند تقوا دارند، پس به دنبال چه بروند؟!

گروه دوم که تقوا ندارند، دعوت آنان نیز، بیهوده است و فایده ای ندارد زیرا انسان بی تقوا، به عبادت و نماز و دعا و روزه توجّهی ندارد. پس می توانیم بگوییم در هر حال، دعوت به روزه داری برای رسیدن به تقوا، سودی ندارد و نتیجه ای به بار نمی آورد.

پاسخ نقضی:

اگر این اشکال صحیح باشد، در هر فعالیت انسانی نیز وارد می شود به عنوان مثال اگر کسی بگوید و فرمان دهد: حرکت و ورزش کن تا قویّ شوی! به او می توان گفت که انسان بنا بر حکم عقلی یا قویّ و توانا است یا ضعیف و ناتوان و در هر دو صورت، این دستور شما بی فایده است زیرا کسی که نیرومند است که نیازی ندارد که حرکت کند تا قوی شود زیرا قبل از حرکت، قدرتمند است و به اصطلاح، این دستور از باب تحصیل حاصل است! و از سوی دیگر کسی که ضعیف و ناتوان است، حال و روزش معلوم است زیرا خودتان گفتید که ناتوان است پس نمی تواند حرکت کند!

پاسخ حلّی:

تقوا همواره ثابت و مطلق نیست بلکه همانند سایر کمالات انسانی (علم، ایمان، قدرت و ...) درجاتی دارد و تغییرپذیر و نسبی است و می تواند افزایش یابد یا کاهش بپذیرد. بله البته صحیح است که برای پذیرش دعوت قرآن کریم، تقوای حداقلی لازم است تا انسان مؤمن بتواند بر شهواتش غلبه کند و وسوسه شیطان را رها سازد و به عبادت بپردازد و روزه بگیرد و همین تقوای اندک، زمینه ساز رسیدن به تقوای برتر می شود و روزه دار با انجام فریضه الهی، بالا می رود و بر مراتب ایمان و تقوایش افزوده می شود. پس آیه کریمه "يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ." (بقره / 183.) این پیام را می رساند که ای کسانی که ایمان آورده اید و اهل تقوا هستید، روزه داری بر شما واجب است و شما که قدرت خویشتنداری دارید اگر روزه بگیرید، رشد می کنید و تقوایتان افزون می شود. گفتنی و شنیدنی است که در این شبهه، پنداشته شده که تقوا، امری ثابت و غیرقابل تغییر است و می توان چنین گفت که: یا تقوا هست و یا نیست، در حالی که تقوا و قدرت مدیریت نفس، کمال انسانی و موضوعی مقایسه ای و تشکیک پذیر است و می تواند دگرگون و کم و زیاد شود. نسبی بودن و قابلیت افزایش و کاهش تقوا در قرآن کریم با تعبیراتی از جمله تعبیر باتقواترین (اتقاکم) در سوره حجرات آیه 13. و حقّ تقوا و خویشتنداری (حقّ تقاته) در سوره آل عمران آیه 102. مورد تأیید قرار گرفته است.

***

یادآوری اول:

در پاسخگویی به شبهات دینی، اگر از روش ترکیبی ( پاسخ نقضی و پاسخ حلی ) استفاده کنیم، نتیجه بهتری حاصل می شود زیرا پاسخ نقضی، نقش حمله به موضع دشمن را ایفا می کند و پاسخ حلی، دفاع از موضع خودی است. مانند وضعیتی که دشمن یک تیر به سمت شما پرتاب می کند و شما افزون بر آنکه با سپر مانع اصابت تیر می شوید، خودتان نیز یک تیر به سوی دشمن پرتاب می کنید. و به تعبیر دقیقتر همان تیری را که دشمن به سوی شما پرتاب کرده می گیرید و به سوی او پرتاب می کنید. در این صورت شما منفعل محض نیستید بلکه اندکی فعال هم هستید.

یادآوری دوم:

ذکر مثال و تمثیل و بیان مصادیق کاربردی و عینی و مشخص در زندگی روزمره، باعث روشنتر شدن مقصود و تأثیرگذاری بیشتر پاسخگویی به شبهات و تقریب به ذهن می شود.

یادآوری سوم: یکی از شیوه های قرآن کریم برای پاسخ به شبهات بهره گیری از روش تمثیل است.

به عنوان مثال:

أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ (77) وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ (78) قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ (79)

سوره يس (36) آيات 77 - 79.

مثال دیگر: نفی اولوهیت حضرت عیسی (ع)

[سوره آل‏ عمران (3): آيات 59 تا 60]

إِنَّ مَثَلَ عِيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (59) الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ (60)