راز پیروزی های شگفت آور امام خمینی
82 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

بسم الله الرحمن الرحیم

این یادداشت در ویژه نامه تفسیر آفتاب ویژه بیست و نهمین سالگرد ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی قدس الله سره خرداد 1397، ص 30- 31. ضمیمه هفته نامه افق حوزه، ش 556. منتشر شده است.رازپیروزی های شگفت آور امام خمینی

(جلوه های توکل بر خدا در سیره رهبر کبیر انقلاب اسلامی)

نوشته: محمد خردمند

هرچند همان طور که حضرت امام خامنه ای بیان کرده، مکتب امام خمینی یک مجموعه کامل است و شامل ابعاد گوناگون مانند معنویت، عقلانیت  و عدالت می شود و همه این ابعاد اساسی در رفتار و سیره عملی ایشان تجلی یافته است (اقتباس از بیانات مقام معظم رهبری در سالگرد رحلت امام خمینی در سال 1390ش.) ولیکن در این مقال به نکته ای توجه می کنیم که شاید بتوان آن را راز پیروزی های بزرگ و شگفت آور امام خمینی نامید:

در زندگی و قیام آن عالم ربانی و استاد اخلاق، فقیه عادل و نظریه پرداز ولایت فقیه و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و فیلسوف بت شکن یعنی حضرت امام خمینی رضوان الله علیه، مجموعه ای از پیروزی هایی بزرگ مشاهده می شود که در باور انسان عادی نمی گنجد و آدمی را سخت شگفت زده می کند. این پیروزی ها را هیچ تحلیلگر سیاسی حتی احتمال هم نمی داد و هرگز امیدی به آن نبود ولی علی رغم همه تحلیل های عادی و مادی، به فضل الهی واقع شد و چشمهای مسلمانان را خیره کرد و دلهای مؤمنان را امیدوار و استوار ساخت. اکنون که سالها از آن دوران گذشته است و بیم آن می رود که برخی از آن حوادث عبرت انگیز و سرنوشت ساز به فراموشی سپرده شود، مروری بر آن لحظه های آسمانی شاید بتواند خاطره ها را تجدید کند و غبار از روی آینه آن روزهای خدایی بزداید و تردیدها و شبهه ها را برطرف سازد و بیداری و هوشیاری را به ارمغان آورد.

1.امام خمینی از صمیم قلب، توحید را باور داشت و خدای حکیم را همه کاره هستی و سرچشمه هر حرکت و برکت و پیروزی می دانست و ایمان کامل به توحید افعالی داشت و به همین جهت می توان گفت که او مدعی نبود بلکه عارفی راستین بود که براستی خدا را شناخت و به او ایمان آورد و خود را و سراسر هستی را در برابر او هیچ می دید و دست عنایت الهی را همواره مشاهده می کرد. خاطره ای که استاد شهید مطهری نقل کرده، شاهدی بر تأیید این حقیقت است:

"دوستانى كه در دوره قم بودند مى‏دانند كه من لااقل 12 سال در خدمت ايشان تحصيل كرده‏ام؛ باز در سفرى كه به پاريس رفتم چيزهايى از روحيه اين مرد كشف كردم كه نه تنها بر ايمان من بلكه بر حيرت من افزود. وقتى كه برگشتم رفقا پرسيدند: چه ديدى؟ گفتم چهارتا «آمَنَ» ديدم: «آمَنَ بِهَدَفِهِ» به هدفش ايمان دارد. دنيا جمع بشوند نمى‏توانند او را از هدفش منحرف كنند. «آمَنَ بِسَبيلِهِ» به راهى كه براى هدف خودش انتخاب كرده ايمان دارد، امكان ندارد او را از اين راه منصرف كرد؛ شبيه همان ايمانى كه پيغمبر به هدفش و به راه خودش داشت. و «آمَنَ بِقَوْمهِ». من ديدم در همه رفقا و دوستانى كه من سراغ دارم احدى به اندازه ايشان به روحيه مردم ايران ايمان ندارد. افرادى به ايشان می گويند كمى آرام‏تر، مردم سرد می شوند، مردم از پا درمی آيند. می گويد مردم اين طور نيستند كه شما می ‏گوييد، من مردم را از شما بهتر می ‏شناسم. از همه بالاتر: «آمَنَ بِرَبِّهِ». در جلسه خصوصى ايشان به من گفت: «فلانى اين ما نيستيم [كه اين نهضت را ايجاد كرده ‏ايم،] من دست خدا را حس می ‏كنم.» آدمى كه دست خدا و عنايت خدا را حس می ‏كند و در راه خدا قدم برداشته، مصداق آن اصل قرآنى است: انْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ. ..." (مجموعه آثار استاد شهيد مطهري (آينده انقلاب اسلامى ايران)، ج‏24، ص132- 133.)

2.امام خمینی رمز پیروزی را ایمان و اعتماد بر خدای قادر متعال می دانست. او باور داشت که به عنوان مثال در ماجرای شکست آمریکا در طبس، شنها مأمور خدا بودند. عبارات امام بسیار روشن و تأثیرگذار است:

"اين چه بود كه اين ملت ضعيف بدون تجهيز، بدون تدريب نظامى را بر اين همه قدرتها غلبه داد؟ اين جز اين بود كه رعبى را كه خدا در دلهاى اين سران انداخت، ما را به رعب، به رعبى كه خدا در قلب اينها انداخت پيروز كرد؟ اين جز همان است كه در صدر اسلام هم يك عده قليل را بر عده ‏هاى كثير پيروز كرد، و همچو رعبى در قلبها انداخت كه نتوانستند مقاومت كنند ... ؟! اين جز اين بود كه يك دست غيبى در كار است؟! نبايد بيدار بشوند آنهايى كه توجه به معنويات ندارند و به اين غيب ايمان نياورده ‏اند؟ نبايد بيدار بشوند؟ كى اين هليكوپترهاى آقاى كارتر را كه می خواستند به ايران بيايند ساقط كرد؟ ما ساقط كرديم؟ شنها ساقط كردند، شنها مأمور خدا بودند، باد مأمور خداست، قوم عاد را باد از بين برد. اين باد مأمور خداست، اين شنها همه مأمورند. تجربه بكنند باز. ... من به ملت ايران عرض می كنم كه مغرور نشويد. تمام قدرت، قدرت خداست و بايد اتكال به او بكنيد، و خودتان را فانى بكنيد در آن قدرت بزرگ. مادامى كه ملت ايران همان قدرت اول را كه قدرت معنوى بود و با اللَّه اكبر پيش برد، مادامى كه اين حفظ بشود شما بيمه هستيد؛ بيمه الهى هستيد. خدا نكند كه دستهايى كه الآن در كار هست و می خواهند شما را مأيوس بكنند، اينها در اين شيطنتشان پيروز بشوند، و شما را از آن حالى كه در اول انقلاب داشتيد منحرف كنند، كه آن روز، روزى است كه خداى تبارك و تعالى عنايتش را خداى نخواسته از شما بر می دارد و شما به همان حالها می ‏افتيد. حفظ كنيد؛ حفظ كنيد آن حالى كه در اول نهضت داشتيد. شما نهضت براى شكم نكرديد، شما نهضت براى اتاق و حياط نكرديد، شما نهضت نكرديد براى اينكه يك مقامى پيدا بكنيد. شما آرزوى شهادت نمی ‏كنيد به اينكه برسيد به يك مثلًا فرشى و يك نوايى. اين حال را كه حالى است الهى حفظ كنيد، و مادامى كه اين حفظ بشود شما پيروز هستيد. و من وعده پيروزى به شما می ‏دهم. و خداى تبارك و تعالى، وعده پيروزى داده است به شما: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ. اقدامتان را ثابت نگه داريد و مشتهاى گره كرده را كه مشتهاى الهى است حفظ كنيد، و از هيچ ابرقدرتى نترسيد، و از هيچ تبليغاتى، داخلى و خارجى، هيچ خوفى نداشته باشيد. ما راه خودمان را می ‏رويم و آن راه خداست." (صحيفه امام، ج‏12، ص: 380- 381.)

3.چنین ایمانی به خدای متعال، در گفتار و رفتار و سراسر زندگی انسان، انقلاب تکاملی می آفریند و خودبینی ها و خودخواهی ها را از بین می برد و خداخواهی و خدامحوری می آورد. امام خمینی در بخشی از پیامی که به مناسبت تجليل از رزمندگان اسلام و تبريك فتح خرمشهر در تاریخ سوم خرداد 1361 ش. صادر کرد، بار دیگر باور توحیدی خودش را آشکار ساخت و چنین نوشت:

... سپاس بی ‏حد بر خداوند قادر كه كشور اسلامى و رزمندگان متعهد و فداكار آن را مورد عنايت و حمايت خويش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصيب ما فرمود. اين جانب با يقين به آنكه مَا النَّصْرُ إلّا مِنْ عِندِ اللَّهِ (آل عمران / 126. و انفال / 10.) از فرزندان اسلام و قواى سلحشور مسلح، كه دست قدرت حق از آستين آنان بيرون آمد و ... و نداى «اللَّه اكبر» را در خرمشهر عزيز طنين ‏انداز كرد ... تشكر می ‏كنم. و ... آنان به آرم ما رَمَيْتَ إذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّه رَمى‏ (انفال / 17.) مفتخرند. ... (صحیفه امام، ج 16، ص 257.)

بر طبق آنچه گذشت می توان گفت که این کلام، درست و بجا و دانستنی است که:

"عارف حقيقي مثل امام خميني رحمه الله رفتار مي‌كند كه هيچ‌گاه «من» نمي‌گفت. آن بزرگوار پيوسته مسايل را به خداي متعال منتسب مي‌كرد و مي‌فرمود، خدا اين ملت را پيروز كرد، خدا اين انقلاب را به پيروزي رساند، و خدا خرمشهر را آزاد كرد. چنين كسي را اگر بگويند به‌طور دايمي توجهش به خدا است، مي‌توان پذيرفت و باور كرد. ..." (در جستجوی عرفان اسلامی، استاد محمدتقی مصباح یزدی، ص 209- 210.)

4.و بر همین اساس است که حتی گنجینه لغات او نیز تعریف می شود و پرتکرارترین واژگان در فرهنگ او کلماتی ویژه است:

"اگر فردي سخنراني‌هاي امام را از آغاز تا انجام نهضت‌ـ واژه‌شماري كند، درمي‌يابد كه در كلام امام، هيچ كلمه‌اي به اندازه واژگان مقدس اسلام، قرآن، خداوند تبارك و تعالي و... تكرار نشده است. اين واژگان تكيه كلام ايشان بود. ذكر اين الفاظ تصنّعي نبود؛ بلكه از عمق جان و دل برمي‌آمد. او هدفي جز اسلام و رضاي خدا نداشت. او، مي‌كوشيد تا جامعه خويش را خدايي، اسلامي و معنوي به بار بياورد. وي در اين راه، طرح‌ها و برنامه‌هايي را با الهام ‌الاهي و فراست خدادادي اجرا كرد. هنگامي كه همه مردم حتي خوش‌باورترين افراد نااميد شده بودند، خدا او را به پيروزي رساند؛ با اين‌كه كشورهاي دنيا، به او اجازه اقامت يا حتي ورود نمي‌دادند!" (سیری در ساحل، بینش و منش امام خمینی، استاد محمدتقی مصباح یزدی، ص 58.)

5.آری هیچ کس باور نمی کرد که روزی ایران بدون شاه باشد و بتواند زنده و بانشاط زندگی کند و بزرگترها با شگفتی می گفتند: مگر می شود که مملکت بدون شاه باشد؟! ولیکن او همواره باور داشت که ما با مدد الهی می توانیم. این کلام امام است که می گفت:

"شاه باید برود.آنى كه فايده دارد كليدش دست خود «اعليحضرت همايونى» است! هيچ كس نمی ‏تواند. و آن اين است كه ايشان پا شود برود! [خنده حضار]. كليد دست خودش است، اگر بخواهد آرامش پيدا بشود! ايشان دست زن و بچه ‏اش را بگيرد برود از اين مملكت، نجات بدهد خودش را؛... ان شاء اللَّه خداوند شما را موفق بدارد ان شاء اللَّه پيش ببريد، پيروز بشويد. پيروزيد شما؛ يعنى تا الآن پيروزيد. لازم نيست كه او برود، شما اين را از تختش پايين كشيديد؛ اين الآن سرِ تختْ ديگر نيست؛ اين حالا دائماً به اين و آن متشبث می ‏شود. من ميل ندارم بعضى تشبثاتش را بگويم، من ميل ندارم بگويم اما دائماً در تشبث است. شما اين را از آن مرتبه بالاى «آريامهر» ى كشيديد پايين؛ آورديد او را در مراتب پايين كه الآن مشغول تشبث به اين- به كولی ‏ها تشبث می كند! اين پيروزى شماست. و خداوند شما را پيروز كند؛ و به نهايت اين پيروزى برسيد كه اين ملت يك ملت مظلومى بوده تا حالا، و اين ملتى است كه زير پا و چكمه‏ هاى خارجى و داخلى تا كنون دست و پا می ‏زده است. و ان شاء اللَّه خداوند موفق كند شما را و همه ما را به اينكه نجات بدهيم اين ملت را." (صحیفه امام، ج 4، ص 292- 293.)

مقصود امام از اینکه "شاه بايد برود"، براندازی نظام سلطنتی بود همان طور که خودش تصریح کرد:

"مطلب ما اين نيست كه شاه برود بيرون مملكت، مطلب ما سقوط شاه است از سلطنت. و اينكه می گوييم شاه برود يعنى سلطنت نداشته باشد؛ نه برود تفريح! و مطلب دوم اين است كه رژيم شاهنشاهى يك رژيمى است كه مقبول ملت نيست و از اول هم يك مطلب غلطى بوده. و مطلب ثالث اين است كه ما می ‏خواهيم يك حكومت عدل بر قوانين اسلام در ايران حكمفرما باشد." (صحیفه امام، ج 5، ص 360.)

البته شواهد بسیار فراوانی بر حضور عنصر توکل بر خدا و امیدواری پایان ناپذیر به عنایات الهی در سراسر زندگی و مبارزات امام خمینی وجود دارد که در اینجا به بخش اندکی از آن اشاره شد. پژوهشگرانی که در زمینه سبک مدیریتی و الگوی رهبری حضرت امام خمینی پژوهش کرده اند سرانجام به این نتیجه مهمّ و سرنوشت ساز رسیده اند که:

"در الگوی رهبریامام خمینی (رضوان الله علیه)، خداوند، محور و اساس همه تلاش ها و کوشش ها است. مطابق این سبک، موفقیت رهبری در همه ی شرایط و موقعیت ها، بستگی به میزان توجه و اهمیتی دارد که رهبر نسبت به خداوند مبذول می دارد. ... " (مُدل رهبری امام خمینی (الگویی برای مدیران در نظام اسلامی)، دکتر لطف الله فروزنده دهکردی، دکتر میرزاحسن حسینی و دکتر محمد ترکمنی، ص 259.)

http://ofoghhawzah.com